شب‌های هنر ریبون تهران

جایی برای دیدن، گفت‌وگو و روایت هنر معاصر ایران

«شب‌های هنر ریبون تهران» تلاشی است برای تعریف تجربه‌ای تازه در مواجهه با هنر معاصر ایران؛ تجربه‌ای که در آن، اثر هنری بهانه‌ای می‌شود برای مکث، گفت‌وگو، کشف و شکل‌گیری روایتی مشترک میان هنرمند، اثر، فضا و تماشاگر.

ریبون تهران در این مسیر، هنر را بخشی از تجربه زیسته و سبک زندگی می‌بیند؛ نه جدا از شهر، نه دور از معاشرت و نه محدود به دیوارهای رسمی نمایشگاه. در «شب‌های هنر»، مواجهه با نقاشی و مجسمه در فضایی خصوصی، منتخب و کیوریت‌شده شکل می‌گیرد؛ فضایی که می‌خواهد میان هنر، معماری، فرهنگ، سرمایه فرهنگی و جامعه‌ای از مخاطبان اثرگذار پیوندی تازه برقرار کند.

 

 

هر پرده از این مجموعه، با یک روایت مشخص آغاز می‌شود؛ روایتی که آثار را کنار هم می‌نشاند و میان جهان‌های متفاوت هنرمندان، خطی مفهومی ایجاد می‌کند. در این ساختار، هر اثر قصه‌ای با خود دارد و هر تماشاگر می‌تواند با نگاه، حافظه و تجربه خود، آن قصه را دوباره روایت کند.

ابتدای این مسیر با عنوان «هنوز، امید می‌روید» شکل گرفته است؛ عنوانی که بیش از آن‌که صرفا نام یک رویداد باشد، دریچه‌ای است برای ورود به جهان مفهومی این مجموعه. این پرده از ادامه‌داشتن سخن می‌گوید؛ از ریشه‌هایی که در سکوت پیش می‌روند، از تصویرهایی که امکان تازه‌ای را پیش چشم ما می‌گذارند و از آفرینشی که حتی در لحظه‌های دشوار، راه خود را پیدا می‌کند.

از این منظر، «شب‌های هنر ریبون تهران» پیشنهادی است برای نوعی زیستن با هنر؛ برای ایستادن در برابر اثر، شنیدن روایت آن، گفت‌وگو با دیگری و دیدن آنچه هنوز در جهان امکان شکل‌گرفتن، معنا یافتن و روییدن دارد.

آن‌چه در ادامه می‌آید، بیانیه این مسیر است؛ متنی که جهان مفهومی «هنوز، امید می‌روید» را بی‌واسطه‌تر توضیح می‌دهد و نسبت این رویداد با تداوم، رویش و آفرینش را روشن‌تر می‌کند.

 

 

 

بیانیه رویداد

هنوز، امید می‌روید

زندگی هیچ‌گاه به‌طور کامل متوقف نمی‌شود. حتی در ناپیداترین لحظه‌ها، چیزی در حال شکل گرفتن است؛ در ریشه‌ای که در خاک پیش می‌رود، در خاطره‌ای که دوام می‌آورد، در تصویری که امکان تازه‌ای را پیش چشم ما می‌گذارد و در امیدی که راهی پیدا می‌کند برای ادامه‌دادن.

«هنوز، امید می‌روید» از همین لحظه سخن می‌گوید؛ از اکنونی که در آن رویش اتفاق می‌افتد، بی‌آن‌که منتظر آینده‌ای دور بماند. این عنوان، اشاره‌ای است به امکانی زنده و در جریان؛ امیدی که در دل تجربه زیسته، در حافظه، در طبیعت، در خیال و در خودِ عمل آفرینش حضور دارد.

 

 

در مواجهه با این آثار، امید شکلی از دیدن است؛ دیدن آن‌چه در لحظه می‌روید، آن‌چه هنوز تمام نشده، و آن‌چه آرام آرام راه خود را به آینده باز می‌کند.

زیرا با همه آنچه گذشته و می‌گذرد،

ما هنوز ادامه می‌دهیم؛

و هنوز، امید می‌روید.